لرزبان

لرزبان ؛ فرهنگ مردم لر ؛ موسیقی لری

لرزبان

لرزبان ؛ فرهنگ مردم لر ؛ موسیقی لری

تحقیقات کافی و اسناد متقن در دست نیست که آیا تمام زبان هایی که در این نوشتار به آن ها "لری" می گوییم یک زبان هستند و یا حتی یک ریشه و تبار داشته اند یا خیر، این "مجموعه زبان لری" شامل گویش ها و زبان های متعدد و متفاوتی است، تا جایی که سخنوران برخی زبان ها از درک و فهم زبان و گویش دیگر عاجزند، اما به هر حال همه این زبان ها متعلق به گستره لرستان و مناطق لرنشین هستند

این مقاله می کوشد بدون ورود به مباحث تخصصی زبان شناسی به معرفی اجمالی زبان های مردم لر بپردازد، بنابراین این مقاله یک نوشتار زبان شناختی نیست بلکه می کوشد با استفاده از داده های زبان شناختی، انسان شناختی، تاریخی و فرهنگی به بازشناسی و دسته بندی زبان های منطقه بپردازد.

در ایران حساسیت زیادی در این زمینه وجود دارد که شیوه گفتار فلان گروه سخنور زبان است یا گویش! این مساله ظاهرا بیشتر به دغدغه های سیاسی بر می گردد و اگر بار سیاسی بحث را در نظر نگیریم چه فرقی می کند که فلان شیوه گفتار زبان باشد یا گویش؟ به هر حال همه این زبان ها و گویش ها حق حیات و فعالیت فرهنگی خواهند داشت. ما اینجا فقط به دسته بندی این شیوه های گفتار می پردازیم و وارد بحث گویش یا زبان بودن هیچ یک از موارد مورد بحث نمی شویم.

ارائه تقسیم بندی جامع و مانع از همه زبان ها و گویش های مردم لر کار دشواری است، این نوشتار مختصر می کوشد به اجمال از عمده ترین شاخه ها و گویش های مردم لر سخن بگوید. اینجا نیز با ارجاع به مقاله "بازتعریف لر" زبان های مردم لر را به طور کلی به دو گروه شمالی و جنوبی تقسیم کرده ایم.

تحقیقات کافی و اسناد متقن در دست نیست که آیا تمام زبان هایی که در این نوشتار به آن ها "لری" می گوییم یک زبان هستند و یا حتی یک ریشه و تبار داشته اند یا خیر، این "مجموعه زبان لری" شامل گویش ها و زبان های متعدد و متفاوتی است، تا جایی که سخنوران برخی زبان ها از درک و فهم  زبان و گویش دیگر عاجزند، اما به هر حال همه این زبان ها متعلق به گستره لرستان و مناطق لرنشین هستند.

تعدد و تفاوت این زبان ها کاملا طبیعی است، چنین تنوعی اصولا در میان اغلب اقوام و جوامع جهان به چشم می خورد، این تنوع در مناطقی مثل ایران و خاورمیانه که از نظر جغرافیایی محل زندگی نژادها، ملت ها و قومیت های بی شماری است کاملا چشمگیر می باشد و ممکن است به دلایل متعددی باشد که در این نوشتار مختصر از دو فرض عمده نام می رود، بدون اینکه مورد قضاوت قرار گیرند:

الف) ریشه جدا: ممکن است زبان های مختلف لری ریشه زبان شناختی جداگانه داشته باشند، البته باید به دونکته مسلم توجه داشت، نخست اینکه به اجماع زبان شناسان تمام این زبان ها متعلق به گروه زبان های ایرانی غربی هستند، هرچند بخشی از آن ها متعلق به گروه ایرانی شمال غربی و بقیه متعلق به ایرانی جنوب غربی هستند. نکته دیگر این است که میان همه این زبان ها قرابت بسیاری چه از نظر واژگان و چه نظر دستور زبان وجود دارد تا جایی که مثلا نشانه جمع در شمالی ترین زبان (کلهری و لکی) و جنوبی ترین زبان ها (لیراوی و بویراحمدی) یکی است درحالی که آن نشانه در گویش های مابین این دو قطب (مینجایی و بختیاری) وجود ندارد یا کم کاربرد است!

ب) تاریخ و جغرافیای جدا: اگر فرض شود تمام زبان های لری شاخه های یک درخت هستند، می توان تصور کرد تنوع و تفاوت زبان های لری به خاطر تاریخ و تحولات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی جداگانه ای باشد که گویشوران هر زبان و گویش با توجه به جغرافیای گسترده و پهناوری سرزمین  لر داشته است، بدیهی است که در طول قرن های متمادی زبان های جنوبی تر لری تحت تاثیر زبان فارسی و زبان های شمالی تر تحت تاثیر زبان کردی قرار گرفته اند، در حال حاضر تلاش برای تشخیص مرز های زبانی لری با زبان های کردی و فارسی کاملا بی نتیجه است.

به هر حال از نظر ما لری شمالی شامل لکی، ملکی، بدره ای و کلهری است و لری جنوبی شامل مینجائی، ثلاثی، بختیاری، کهگیلویه ای، ممسنی، بندری، کارونی و لیراوی می باشد که هر کدام خود شامل لهجه ها و گویش هایی هستند، در ادامه اجمالا به معرفی عمده ترین این زبان ها و گویش ها پرداخته می شود.

لری لکی: زبان رایج در مناطق سلسله، دلفان، هرو، هلیلان و  شهرهای الشتر، نورآباد، فیروزآباد، هرسین، و قسمت هایی از شهرهای خرم آباد، کوهدشت، و دره شهر و بخش های دیگری از استان های لرستان، کرمانشاه، ایلام و همدان می باشد.  لکی در بین گویشوران لری شمالی بیشترین جمعیت را به خود اختصاص داده و در قیاس با کل مردم لر نیز قابل توجه است.

در آمار میرزا بزرگ –نقل شده در سفرنامه های راولینسون5 و بارون دبد– لک ها سی و شش هزار خانوارند در حالی که در همان آمار، جمعیت مینجائی ها حدودا شش هزار خانوار می باشند. بنابراین بیش از هشتاد درصد لرهای لرستان فیلی، زبان لکی دارند و یا اجدادشان زبان لکی داشته اند (با توجه به تحولات زبانی استان های لرستان و کرمانشاه در نیم قرن اخیر). ناگفته نماند میرزا بزرگ در دوره ی قاجار  مأمور جمع آوری مالیات بوده و جمع آوری مالیات نیاز به یک آمار نسبتا دقیق دارد. در این آمار، لرهای فیلی پیشکوه 44 هزار خانوار و لرهای فیلی پشتکوه 12هزار خانوار می باشند پس نسبت 36 به 44  به عبارتی می شود هشتادویک درصد.

لری ملکی: این گروه شامل زبان رایج در شهر های مهران، زرین آباد، ایلام، چوار در ایران و مندلی و بدره در عراق است. واژه ملکی -که گاهی به صورت مکی و یا مهکی ثبت شده- برگرفته از نام طایفه ی ملکشاهی در پشتکوه لرستان است، که برای نامگذاری گویش مردم شمال استان ایلام انتخاب شد. این واژه ابتدا توسط دکتر جمال ودیعی در قبل از انقلاب برای معرفی گویش لرهای پشتکوه عنوان شد اما از آنجا که پژوهش های فرهنگی لری حرکتی لاکپشتی دارد این اصطلاح گسترش و نمود زیادی پیدا نکرد. در کتاب دائرةالمعارف سرزمین و مردم ایران6 در صفحه ی 1069 از قول دکتر جمال ودیعی چنین نوشته: "زبان مردم لرستان فعلی در نواحی پشتکوه ملکی و پیشکوه لکی از ترکیب زبان ایرانی قدیم بوجود آمده و از ..."

بسیاری از مردم لرستان تصور می کنند گویش ایلامی ها شکلی از لکی است اما باید قبول کرد که گویش های لکی و ملکی از نظر واژه و دستور زبان، تفاوت های قابل توجهی با هم دارند مثلا در لکی «می» ابتدای افعال استمراری همیشه وجود دارد اما در ملکی این «می» مطلقا وجود ندارد. در لکی معمولا فاعل به صورت ضمیر به مفعول متصل می شود اما در ملکی درست مانند فارسی تهران و لری مینجایی، ضمیر فاعلی در آخر جمله متصل به فعل می آید. مثلا جمله ی فارسی «فلانی را دیدم»  در لکی می شود « فلانیم دیآ» اما این عبارت در گویش ایلامی می شود«فلانی دیم»7

لری کلهری – گویش رایج ایل کلهر در مناطق جنوب  غربی و غرب استان کرمانشاه در شهرهای اسلام آباد، سر پل ذهاب، گیلان غرب و سومار می باشد. امروزه در مکتوبات، ایل کلهر را در زمره ی ایلات کرد درج می کنند اما باید گفت کرد خواندن آن ها دلیلی بر نفی هویت لری آن ها نیست همچنانکه کرد خواندن آنها دلیلی بر نفی ایرانی بودنشان نیست. همان طور که حتی کهگیلویه ای ها و بختیاری ها را هم گاهی کرد قلمداد می کنند و هنوز شهرکرد ( دهکرد سابق) در مرکز بختیاری ها است، روستاهائی در کهگیلویه و بختیاری هستند که به نام کرد (دهکرد) و کردستان می باشند، خیلی از اهالی بهبهان،به رود جراحی می گویند رود کردستان8، اما کسی در هویت لری این مردم تردیدی ندارد. با این وجود، طبق آزادی های مدنی هر کس می تواند قومیت خود را به هر عنوانی که دوست دارد بیان کند اما این آزادی ها برای مباحث علمی و تاریخی نمی تواند پایه و اساسی داشته باشد.

منابع تاریخی متعددی بارها بر لر بودن کلهرها صحه گذاشته است، به عنوان مثال میزا خانلر خان اعتصام الملک9، نایب اول وزارت امور خارجه در کتابش (صفحه 71) کلهرها را با هویت لر، ثبت کرده و می نویسد «محمد حسن خان سرتیپ، حاکم کلهر در آن ایام از کرمانشاهان مرخص و روانه به محال خود گردید. بعد از ورود او بر ایل و الوار کلهر خبر رسید که..» بارون دوبد10 در کتاب سفرنامه لرستان و خوزستان – که به سیاحت در میان لرها می پردازد -  در صفحه 429 در تشریح طوایف لر کوچک چنین  می نویسد: طایفه های پشتکوه که به نام فیلی منسوبند از طوایف پیشکوه بسیار کمترند سرگرد رالینسن عده ی آنان را 12 هزار خانوار تخمین زده که شامل کرد و دیناروند و کلهر و بدرایی و مکی می شوند. ناصرالدین شاه در سفرنامه اش11 اهالی اطراف سرپل ذهاب را لر ثبت می کند او در صفحه ی 82 کتابش از سنگ سفیدی در حوالی سرپل ذهاب می گوید که لرها – که اهالی آن منطقه می باشند - برای این سنگ حکایتی دارند. البته ناصرالدین شاه در صفحه ی 62 همان کتابش اهالی حومه طاق بستان را  هم لر ثبت می کند. در این مورد نمی توان گفت ناصر الدین شاه اشتباه کرده است زیرا او به اندازه ی کافی مشاور و تصحیح کننده در اختیار داشته است. به هرحال از این دست مطالب - در حکایت لر بودن کلهرها - در تاریخ موجود می باشد که در این مقوله، مجال برسی کامل آن ها میسر نیست همین قدر خوب است بدانیم که خود کلهرها خود را "که لر" می نامند.                    

 لری مینجائی – گویش رایج مردم مناطق چگنی، بالاگریوه و شهرهای خرم آباد، دورود، پل دختر، اندیمشک، دره شهر، دهلران می باشد. در میان توده ی مردم لرستان، عادت شده  گویش این شهرها را بدون هیچ مشخصه ای "لری" خطاب کنند. این عنوان کلی باعث شده که در سایر شاخه های درخت تنومند لر، ابهام و تردید به وجود بیاید به عنوان مثال وقتی می گویند «شما لر هستید یا بروجردی» و یا « شما لر هستید یا لک» و یا اینکه «شما لر هستید یا بختیاری»، این شک به وجود می آید که عده ای لرند و عده ی دیگر غیر لر؛ بختیاری یا بروجردی  و یا لک هستند. مینجائی ها از نظر اقلیمی جزء مناطق فیلی می باشند اما از نظر گویشی جزء مناطق لر بزرگ (لری جنوبی) و وجه تسمیه مینجایی نیز همین تعلق هم زمان این مردم به لر بزرگ (از نظر زبانی) و لر کوچک (از نظر سرزمینی، تاریخی و اجتماعی).

لری ثلاثی – گویش رایج در مناطق و شهرهای بروجرد، ملایر، نهاوند، توسرکان و گنکاور و بخش های از سربند استان مرکزی می باشد. در تاریخ حکومت سه شهر ملایر و نهاوند و توسرکان به نام حکومت ثلاث بوده که در بیشتر زمان ها در جوار حکومت لرستان فیلی (لر کوچک) بوده اند، امروزه واژه ی ثلاث به صورت اسم خاص درآمده و نه تنها این سه شهر، بلکه نواحی بروجرد و کنگاور  را هم شامل می شود. در واقع این پنج شهر اصلی، گویشی شبیه هم دارند.

لری بختیاری – گویش رایج در مناطق بختیاری نشین شرق استان لرستان (دورود، ازنا و الگیودرز)، استان چهار محال و بختیاری و شهرهای شرق خوزستان و غربی اصفهان است. اگر چه گویش بختیاری ایل چهار لنگ – مخصوصا در استان لرستان - با گویش بختیاری هفت لنگ  تفاوت هایی با هم دارند اما مشخصه ی بارز گویش بختیاری در همه جا ابدال شین به سین می باشد، با این همه تشخیص مرز دقیق بختیاری و مینجایی (در منطقه پاپی) و کهگیلویه دشوار است.

بدیت ترتیب زبان لری بختیاری هم یکی از بزرگ ترین شاخه های لری محسوب می شود، و در حقیقت پرجمعیت ترین گروه در منطقه لر بزرگ می باشد، به همین خاطر گاهی کل مجموعه لر بزرگ (کهگیلویه، لیراوی و..) را نیز به نام بختیاری می خوانند.

لری کهگیلویه و ممسنی – گویش رایج در مناطق استان کهگیلویه و بویراحمد، و جنوب شرقی استان خوزستان، شمال و غرب استان فارس می باشد، در تاریخ، مناطق جنوبی کوه دنا، محدوده ی طوایف ایل کهگیلویه ای بوده ولی امروزه طوایفی از آن جدا شده و مستقل می باشند از آن جمله طایفه ی بهمه ای است که گستردگی واژگان اصیل و قدیمی آن بیشتر از گویش بویراحمدی هاست. در گویش کهگیلویه ای ابدال شین به سین مانند گویش بختیاری احساس نمی شود، همچنین این گویش متعلق به ایل بزرگ ممسنی هم می باشد که امروز شامل چندین شهرستان و بخش از استان فارس می شود.             

لری بندری (لیراوی) – گویش رایج در بنادر ماهشهر، دیلم، گناوه و بوشهر می باشد که بیشتر به طوایف لر لیراوی و حیات داوودی و گشتیل و.. تعلق دارند. این گویش آمیخته ای از زبان لری و گویش بندرعباس و... است اما قرابت بیشتری با لری دارد ممکن است عده ای منسوب بودن این گویش به لری را قابل تردید بدانند اما کتاب های فرهنگ جغرافیایی آبادی های کشور، چاپ اداره ی جغرافیایی ارتش12 به صراحت وجود زبان لری در این بنادر را  تأیید کرده است.

لری کارونی– شهر هائی که در کنار رودخانه ی کارون یا سرشاخه ی آن قرار دارند مثل دزفول، شوشتر، و اهوازی های قدیم و.. در یک دسته زبانی قرار می گیرند. در اینکه بهبهان هم در این دسته قرار بگیرد قدری ابهام وجود دارد بعضی ها این دسته را به نام خوزی بیان می کنند. اما انتخاب این اسم قدری نامناسب است زیرا اگر منظور از خوزی، استان خوزستان است پس بخش زیادی از بختیاری ها و کهگیلویه ایها هم خوزی محسوب می شوند اما اگر منظور از خوزی زبانی است که عبدالله ابن مقفع در کتاب الفهرست ترجمه تجدد صفحه ی 22 از آن یاد می کند و می گوید: «زبان های پارسی ]منظور مردم پارس[ عبارتند از پهلوی، دری، پارسی، خوزی و سریانی است13 » باید گفت مطابق این نقل قول، خوزی از پارسی متمایز بوده اما ما می بینیم که زبان دزفول و شوشتر و..به فارسی تهرانی بسیار نزدیک است و بیشترین شباهت را با لری جنوبی دارد. همچنین زبانی که هم عصر پهلوی بوده اگر در طول این سال ها، خصوصیات خوزی را حفظ می کرد امروزه باید به خاطر قدمتش فاصله ی زیادی با فارسی تهران پیدا می کرد و در آخر باید گفت و در کتاب های زبان شناسی ایرانی مثل «زبان های ایرانی ارانسکی14»و «راهنمای زبانهای ایرانی رودیگر اشمیت15» نامی از زبان خوزی برده نشده است. به هر حال باید تحقیقات بیشتری در این زمینه انجام شود و نامی بهتر از لری کارونی توسط دوستداران فرهنگ لری انتخاب شود.

 

این نوشتار نگاهی اجمالی داشت بر پراکنش زبان ها و گویش های منسوب به مردم در در پهنه جغرافیایی سرزمین های لرنشین، بدیهی است سخن گفتن از چنین موضوعی در نوشتاری کوتاه، کاستی ها و نواقصی خواهد داشت، نگارندگان به گرمی از پیشنهادها و انتقادها استقبال خواهند کرد، در این نوشتار هرچند تلاش بر فراگیری نسبت به تام گروه های لر، تا حد ممکن بود اما با توجه به وسع نگارندگان ممکن است گروهی و گویشی خاص از قلم افتاده باشد، نگارندگان از اشاره برخی نویسندگان به "لری کومزاری" رایج در سواحل جنوبی خلیج فارس، به ویژه در کشور عمان با خبر هستند اما به علت فقدان اسناد و اطلاعات کافی  از ذکر چنین گروه هایی در فهرست امتناع کرده اند.

منابع:

1-       قوم لر . تألیف سکندر امان اللهی بهاروند.انتشارات آگاه 1385 صفحه ی 53 « .. همانگونه که می دانیم پارسی میانه گویش پارتیان و ساسانیان بود...»

2-      تاریخ گزیده تآلیف حمدالله مستوفی انتشارات امیر کبیر1385 در صفحه ی 538 «... زیرا که در گویش لری الفاظ عربی بسیار است. اما این ده حرف گویش لری نمی آید: ح خ ش ص ض ظ ع غ ق

3-      شاهنامه لکی به اهتمام حمید ایزدپناه انتشارات اساطیر1384

4-      نامه سرانجام  تحقیق و تفسیر صدیق صفی زاده بوره که ئی. انتشارات هیرمند 1375   

5-      سفرنامه راولینسون. ترجمه سکندر امان اللهی بهاروند. انتشارت آگاه 1362در صفحه ی 152 

6-      دائرةالمعارف سرزمین و مردم ایران تألیف عبدالحسین سعیدیان انتشارات مجله علم و زندگی 1360  

7-      کردی ایلامی تألیف غلامحسین کریمی دوستان انتشارات دانشگاه کردستان1380 عبارت «فلانی دیم felani  dim» از صفحه ی 1.6 این کتاب انتخاب شد.

8-      رود کردستان نام قبلی رود جراحی است در همه ی کتابهای قدیمی این رود به اسم کردستان معرفی شده است.

9-      سفرنامه میرزا خانلر خان اعتصام الملک به کوشش منوچهر محمودی ناشر مولف 1351

10-   سفرنامه لرستان و خوزستان تألیف بارون دوبد ترجمه محمد حسین آریا انتشارات علمی و فرهنگی 1371

11-   سفرنامه عتبات ناصرالدین شاه قاجار به کوشش ایرج افشار  انتشارات فردوسی  1363   

12-   فرهنگ جغرافیائی آبادیهای کشور جمهوری اسلامی ایران ( جلد101  گناوه 1365) و (جلد 110بوشهر 1365) و (جلد 91 بهبهان 1370 در خصوص بندر دیلم) و(جلد 90 آبادان 1365 در خصوص بندر ماهشهر)

13-   لرستان در گذرگاه زمان و تاریخ تألیف حمید ایزد پناه انتشارات اساطیر 1384 در صفحه ی 88 این کتاب نقل قول ابن مقفع درج شده است

14-   زبانهای ایرانی تألیف یوسیف م . ارانسکی ترجمه دکتر علی اشرف صادقی انتشارات سخن 1378

15-   راهنمای زبانهای ایرانی در دو جلد ویراستار، رودیگر اشمیت، ترجمه زیر نظر حسن رضائی باغ بیدی انتشارات ققنوس1382    

16-   بازتعریف لر، ابراهیم خدایی و عیسی قائدرحمت، 1386، قابل دسترس در نشانی: http://loor.ir/News.asp?nid=55&ln=fa

نظرات  (۱۷)

دانشنامه بریتانیکا لکی را لهجه‌ای از زبان کردی نام می‌برد.[۳۹] وهمه ی زبانشناسان واکثریت منابع دیگرنیز لکی را در شاخه زبان‌های کردی از شاخه زبان‌های ایرانی‌تبار غربی قرار داده‌اند.[۴۰][۴۱][۴۲][۴۳][۴۴][۴۵][۴۶][۴][۴۷][۴۸][۴۹] در کتاب "دائرةالمعارف اسلام" آمده‌است که: درلرستان قدیم برخی اقوام کرد (قبایل لک در شمال و همچنین در بین فیلیها، ایل محکی) زندگی می‌کنند.[۵۰]

دهخدا در مورد لک‌ها و لهجه لکی می‌نویسد:کردهای لکی در لرستان ساکن و خوش هیکل و تنومندند. رنگ آنها گندمی و مویشان سیاه یا خرمایی تیره‌است. لهجه لکی؛ لهجه‌ای از زبان کردی که مردم هرسین و توابع بدان سخن گویند. [۵۱] دائرةالمعارف بزرگ اسلامینیز، لکی را لهجه‌ای از زبان کردی دانسته‌است؛[۵۲] زبانشناس کانادایی آنونبی نیز در مورد لکی نوشته‌است که نظر فتاح را قبول دارد که لکی را در میان زبان‌های کردیطبقه‌بندی کرده‌است.[۵۳]

ساختار اصلی دستوری و افعال لکی «همانند دیگر لهجه‌های کردی» در زمره زبان‌های شمال غربی ایرانی قرار می‌گیرد. این ارتباط همچنین با مشاهده بقایای ساختار کنایی(ارگاتیو) در لکی تصدیق می‌شود. در گویش لکی مانند سورانی و کرمانجی ویژگی ارگاتیو مشاهده می‌شود، بنابراین زبان لکی شبیه به کردی و از لری متفاوت است.[۵۴][۵۵]برخی هم که ابتدالکی رانزدیک به لری دانسته اندبعدهاباتحقیق بیشترلکی رانزدیک به کردی ودربین شاخه‌های زبان کردی طبقه بندی کرده اندکه نمونه اش یزدان پناه می باشدکه درمقدمه چاپ‌های آخرکتابش این مطلب رامی توان دید.ولی در شهرخرم آبادوبروجردوبقیه شهرهای بااکثریت لرترکیب و واژه‌های لکی به شکل گسترده‌ای به سوی لری درحال تغییر هستند

 به این نکته توجه کنید زبان مردم شهر همدان لری است نه چیزی دیگر
تا حد زیادی با دسته بندی شما موافقم. کردهای کرمانشاه و ایلام از نظر فرهنگی و پوشش محلی و تاحدی( مخصوصا از نظر گرامر) زبان، خیلی با کردهای کردستان فرق دارند و اتفاقا با مردم لرستان نزدیکند. حتی تا آنجایی که من برخورد داشته ام زبان همدیگر را هم به راحتی می فهمند.
با درود. بدون شک لکی شاخه یی از کردی است. دستور زبانش کاملا مشابه سورانی و هورامی است. واژگانش هم مگر مواردی که به علت قرابت جغرافیایی با مناطق لر نشین از گویش لری گرفته شده باشد همگی مشابه دیگر لهجه های کردی به ویژه هورامی است. البته بسیاری از واژگان لکی وارد لهجه های استان لرستان شده.
سلام
میخواستم ترجمه ی این بیت و بدونم
موهومدا پاییزوم که شیوسته لیزوم
بیا تا پرامو به پاتو بریزم
سلام خدمت هموندای گرامی 
من هم بر حسب اسم که مشخصه لر هستم و بنظرم هیچ فرقی بین ما لرها از لکهامون تا ممسنی و بقیه ی لرهای فارس و بوشهر و کرمان وجود نداره
همگی از یک ریشه ایم ولی متاسفانه مدتیه با سیساست بازی داریم رو به تفرقه میریم و اصلا خوب نیست
نزدیک به 10 ملیون جمعیت هستیم و با پتانسیلهامون که از لحاظ علمی ثابت شده و در علوم مردم شناسی و روانشناسی روش مطالعه میشه میتونیم به هر موفقیتی برسیم
فقط باید گرایش به ایل و طایفه و لباس ها و گویشهامون رو بیخیال بشیم(البته نه اینکه فراموش کنیم بلکه با هم همراه بشیم)
بقول فارسها که میگن:لر یا ی کاری رو انجام نمیده یا اگر انجام داد تمومش میکنه
زنده بو لرسون گپ
  • لر آبدانان ایلام
  • خدا پدرو مادرتو روزی صدبار بیامرزه که تحقیقت اینقدر زیبا و بجاست هرچند چند سال بعد دارم مطالعش میکنم ولی از بس زیبا بود بخدا با صدای بلند خوندمش

    ضمنا به وبلاگ منم سر بزنید عنوانش(آبدانان سرپله گلال زیری)

    درمورد لرهای آبدانان ایلامه

  • محسن، از تبار بختیاری
  • سلام ما بختیاری اصالتمون، بزرگ شده تهران، شهرستان الیگودرز، ما 7 لنگیم،  در واقعیت همینطور است گوشهای لری کاملا از هم جدان، خیلی هم با هم فرق دارن. ولی متأسفانه تو جامعه، میگی لری، همه یاد ملایری، بروجرد و خرم آباد. اینها می افتن، نمی گن بختیاری با اینها فرق داره، ما از لحاظ گویش و فرهنگ خیلی با اونها فرق دارید 
    این مطلب یکی از جامع ترین مطالبی بود که در مورد تقسیم بندی زبان های لری خوانده ام. خلاصه و بدون تعصب. بسیار عالی
    بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
    لک تو یا لک نیستی یا ***** ****
    من بعنوان یک لک از طایفه دیناروند خودم را لور میدانم و عاشق لر و لر بودنمم هستم
    من لک هستم خودم را کرد میدانم طبق ازادی مدنی،لک از لحاظ دسور زبانی مانند سورانی و هورامی  میباشد و از لحاظ دامنه کلماتی با دیگر گویشهای کردی  هیچ اختلافی ندارد مانند فیلی کلهری
    سلام
    [گل]
    از وبلاگ عقل و اخلاق جهانشمول/ادبیات/سرودها.. بازدید فرمایید
    با سلام،
    مشتاقم بدانم منبع اصطلاح "لری مینجائی " چیست؟
    چرا که تا به حال چنین ترکیبی را در هیچ منبع معتبری ندیده‌ام.
     برادر کلهری کردیه ، لکی کردیه ، ایلامی کردیه اشتباه نکن

    سلام،
    ایده ای که شما دنبال می کنید خیلی خوب است اما خیلی کلی است و نیاز به یک اکیپ بزرگ دارد تا بتواند مقاله خوانده شود.
    لری زبان نیست! گویش است. زبان فارسی دری در همه ی ایران رایج بوده ولی گوناگونی آن را به شکل امروزین در همه جا میبینیم که همه جای دنیا هم این پدیده وجود دارد.
    از آنجا که هدف شما افزایش اطلاعات خوانندگان است، از کارشناسان کمک بگیرید و اطلاعات درست به مردم بدهید.
    ما لر ها باهوش هستیم اما از روش های علمی برای اثبات ایده های خود استفاده نمی کنیم. برای این کار نیازی نیست که به دانشگاه بروید، اما در مطالعات هدفمند( تاکید دارم روی هدفمند) باید یک کتاب مرجع زبان شناسی خوانده باشید و در کنارش هم کتاب مرجع مردم شناسی، جامعه شناسی و سایر کتاب های مرتبط.
    از ناصرالدنگ شاه! گفته اید: نه ایشان و نه دور و بری هایش ذره ای سواد آکادمیک نداشتند که صاحب نظر باشند و کرد ها را لر بنامند تا مورد استناد شما قرار گیرد.
    به هر حال هدف من انتقاد بود وناراحت هم نشوید. من خودم لر هستم ولی به همه ی گروه ها احترام می گذارم و تعصبی هم ندارم اما اگر می خواهیم پیشرفت کنیم باید ضعف ها را بپذیریم و برای رفع آنها اقدام کنیم.
    کامیاب باشید.


  • درویش زاده
  • درود
    بسیار قوی بررسی شده جالب بود دستمریزاد استفاده کردم
    دلت شــــاد و لبت خندان بماند   برایت عمر جـــــــــــاویدان بماند
    خدا را میدهم سوگند بر عشق   که آن خواهــــی برایت آن بماند
    بپــــــایت ثروتــــــی افزون بریزد   که چشم دشمنت حیــران بماند
    تنت سالم ســـرایت سبز باشد   برایت زندگی آســـــــــــان بماند
    تمام فصل سالت عیــــــد باشد   چـــــــــــراغ خانه ات تابان بماند
    انشاءالله
    ======
    سال نو مبارک

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی